![]() |
![]() |
|
| دریچه ای به سوی فرهنگ |
|
همان طور که قول داده بودم در ادامه مباحث جهانی شدن،مقاله جدیدی مطالعه کردم که چکیده ای از آن را در زیر می خوانید:
دیپلماسی فرهنگی درعصر جهانی شدن نئو مارکسیسم : جهانی شدن را سلطه جهان سرمایه داری می داند. مارکسیست ها : معتقدند فرهنگی که امروز از طریق رسانه های گروهی و مراکز تولید روشنفکری در جهان در حال انتشار است و به شکل فرهنگ جهانی در می آید، در جهت حفظ منافع امپریالیست ها و دولت های استثمارگری است که در مرکز نظام سرمایه داری جهانی قرار دارند. رونالد رابرتسون معتقد است که جهانی شدن فرآیندی است که هم درعرصه آگاهی انسان در حال اتفاق افتادن است و هم در عرصه واقعیت. در هر دو این موارد،پدیده های انسانی در حال یافتن ابعاد جهانی اند، خودشان را از چارچوب مرزهای ملی آزاد می کنند، و هویت جهانی می یابند. این نکته آخر فصل مشترک تمام دیدگاه هایی است که درباره جهانی شدن وجود دارد. در زمینه رابطه دیپلماسی و فرهنگ سه دیدگاه اصلی وجود دارد: 1) دیدگاهی که به فرهنگ نگرش کاملا ابزاری دارد.آنان می گویند : فرهنگ اصالت ندارد و ابزار دیپلماسی است .آنان معتقدند که اصل اقتصاد است و فرهنگ جنبه ابزاری دارد که در ساختارها هم مشاهده می کنیم. 2) دیدگاه دوم برعکس دیدگاه اول است. طرفداران این رای معتقدند که نظام حکومتی ایران نظامی ایدئولوژیک است .از نظر آنان فرهنگ و ایدئولوژی به معنی دین است و مهم ترین کار نمایندگان فرهنگی ایران تبلیغ ایدئولوژی حاکم در ایران است، حتی اگر منافع ملی و امنیت و منافع اقتصادی به خطر بیافتد. 3) اما نگرش سومی هم در جامعه وجود دارد که باید روی آن تأمل بیشتری کرد.در این نگرش ، فرهنگ به عنوان عرصه اصلی و تجلی ماهیت وجودی انسان تلقی می شود. فعالیت فرهنگی به جریان انداختن نظام های معنایی و معرفتی دنیای امروز است. نتیجه بحث : به نظر می رسد در عصر جهانی شدن با عنایت به اینکه پدیده های انسانی هویت و ابعاد جهانی می یابند، فرهنگ ابزار دیپلماسی نخواهد بود. در جهان امروز دیپلماسی فرهنگی کارآمد نخواهد بود زیرا دیپلماسی فرهنگ ، ابزاری است در دست دیپلمات ها برای رسیدن به منافع سیاسی خاص و زمانی که فرهنگ و ره آوردهای فرهنگی تبدیل به ابزار دیپلمات ها بشوند برای رسیدن به منافع خاص، دیگر تأثیر فرهنگی به معنای عام خود را - به معنی نظام های معنایی – از دست می دهند . در عصر جهانی شدن، آن طور که مارتین آلواز می گوید: فرهنگ ها خود را از قید و بند و حصارهای دارای حاکمیت رها می کنند و همین امر به آنها اجازه حضور موثر بین المللی می دهد و دیگر به عنوان ابزار سیاسی خاص مورد استفاده قرار نمی گیرند. لذا در عصر جهانی شدن، هویت های فرهنگی، داشته ها و اصالت های فرهنگی امکان بیشتری برای ظهور و بروز می یابند.
این مطالب برگرفته از نشریه نگاه می باشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:21 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
فاطمه برادري دانشجوي رشته مديريت فرهنگي هنري هستم. اين وبلاگ به عنوان يك تمرين كلاسي براي درس آشنايي با رسانههاي خبري، تبليغي و بين المللي استاد حجت الاسلامي شكل گرفت.
اميدوارم اين وبلاگ زمينهاي براي آشنايي با ديدگاههاي مختلف در باب فرهنگ و هنر را فراهم كند. |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|